تبليغاتX
نیزا ر

نیزا ر

 

                                          نگاه با عينک دودي

 

      (نقدي بر « اسلام طالباني و اسلام آخوندي » نوشته ي : کمال کابلي )

 

           مقدمه :

نزديک به يک ماه است که نوشته تحت عنوان اسلام طالباني واسلام آخوندي در وبلاگ نويسنده خوب هموطن،«کمال کابلي»منتشر شده است.آن موقع که اين نوشته را مرور کردم به ايشان وعده دادم که به زودي سراغش را خواهم گرفت.درست آن موقع،ايام امتحانات بود و سخت اوضاعم قمر در عقرب.امتحانات که تمام شد از قم به تهران آمدم و نکاتي را پيرامون آن مقاله  يادداشت کردم که سر فرصت به آن بپردازم.بعد از چند روزي که از رسيدگي به امور منزل فارغ شدم و رفتم سراغ يادداشت ها ، ِانکشف که فرزندان خردسالم ورقه هاي يادداشت را «موشک» ساخته و روانه ي کوچه يا حويلي همسايه کرده اند.لابد خوب در يافته اند که يادداشت هاي اين خراباتي به درد نمي خورد.بناا ًباخود گفتم : «چه بهتر،من هم از خيرش گذشتم .» اخيراً پيامي از طرف کابلي عزيز در پيامخانه وبلاگ « نيزار » به نشر رسيد که کاسه ي صبرش لبريز شده است،چرا که گفته اند : «الوعدة وفا» از اين جا بود که نوشته ي زير در برابر« هل من مبارز» آن برادر شکل گرفت،گرچند دير است اما شما يک ماه به عقب برگرديد و اين نوشته را بخوانيد.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 6:54  توسط محمدحسین فیاض  | 

                         مراکز آموزشي وآينده فرارو

                              ( بُرشي از يک سفر نامه ـ تابستان 84 ـ ولسواي مالستان)

          تشکّلهاي فرهنگي را معلمين ، محصلين مکاتب و طلاب مدارس علميه تشکيل مي دهند و در اين ، شکي نيست که سرنوشت فرداي جامعه ما به دست همين تشکّل ها تعيين گشته و در ساختارهاي اجتماعي ، اين تشکلّها  نقش مهمي دارند. اما « اين مراکز ، امروزه چه وضعيتي دارند ؟ » ، سؤالي بود که در اين سفر در پي پاسخ آن بودم . نکات زير، فشرده ي از اين جستجوست که به عنوان نمونه اي از وضعيت کل کشور از منظر تان مي گذرد :

       Image and video hosting by TinyPic

  راجع به وضعيت مکاتب ، امکانات ، شيوه هاي آموزشي ، ارتباط اوليا و معلمين و... سوالات زيادي در ذهن داشتم  و در پي فرصت بودم  تا پاسخ لازم را به دست آورم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/04/23ساعت 15:26  توسط محمدحسین فیاض  | 

 

 

 احساس مي كنم كه اين وبلاگ كم كم دارد با حضرت شعر وادب خداحافظي مي كند . راستش اين خداحافظي ، خيلي وحشتناك است . پس سعي كنم كه يكسره نبايد به يخن نقد ، سياست و... بچسبم .بنا اً با خوانش چند دوبيتي مهمانم باشيد . 

گرفتار 

1

به چشمانت مرا کردي گرفتار

بيا خود، راحتم کن اي پري  وار!

نمي داني که حکم د يد ن تو

به قعر چاه باشد يا سر دار.

 

2

هميشه گريه هايم بي صدايه

به عشقت ماندنم ، خود ماجرايه

مرا بيم از ره وصل تو هيهات

بلا کش با غم و بيم آشنايه .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/05ساعت 6:29  توسط محمدحسین فیاض  |